تبليغاتX
عمو پرویز سینمای ایران
عمو پرویز سینمای ایران
عمو پرویز سینمای ایران

به نام خداوندی که عشق را افرید به شرط عاشق شدن. این بار فرق میکنه این بار این زوق از سر عشقه. از سر احترامه احترام به یک فرد محترم. عشق به یک بنده ی عاشق به کسی که کسی نمیتونه عاشقش نباشه.عاشق اخلاقش.مرامش.عاشق عشقش و همین طور عاشق حسش...
عمو پرویز برایت مینویسم از سر عشق از سر زوق... با افتخار...
(دوستان لطف میکنند اگر عکس یا کلیپی از عمو داشتند بفرستند)

خانه | آرشيو | ايميل
امکانات و ابزارها

نوشته هاي پيشين
لينکدوني
لينکهاي روزانه
طبقه بندي موضوعي
پشتيباني

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالبساز آنلاين طراحي شده است.

Powered by
Blogfa.com
Online Template Builder

حالا وقتشه که ثانیه شمار دلمونو روشن کنیم...
سلام...
یه چند روزی است که خبرهایی از آشپز باشی میرسه
تو قسمت نظرات این آپ اخبار کامل رو گزاشتم
ببخشید که روی صفحات وب حک نکردم
هر وبلاگی دلیلی برای خودش دارد و سلیقه ای دیگر
یا علی...

dzysf63s72687j0t5x.jpg
به نام پرودگار   ...


 سلام...

 راستش قرار بود پنجشنبه آپ کنم  مثل اینکه قسمت نبود...
خودم هم کسالت داشتم...دچار گرفتگی دل شده بودم!...
امیدوارم هیچ کس به این درد مبتلا نشه...
تا جمعه غروب همین جور بودم...گاهی اوقات این حال بهم دست میده(که خودم دلیلش

رو میدونم(
)
تو قسمت حرفهای دلمون با خدای خودمون ذکر کردم(
خوب این از این...
اما...
تو این چند روز دوستان به این حقیر لطف داشتن و عجیب نقد کردن که از همشون ممنونم...
)
من همیشه گفتم که به خودم حق نمیدم که تو این وب در مورد خودم بنویسم...ببخشید

ولی اینها رو باید بگم(
همونطور که از قبل گفتم من تو این وب مسئولیت خیلی سنگینی رو به عهده دارم...

و همین طور کار خیلی خیلی سختی رو...
وب در مورد بزرگمرد سینمای ایرانه و من نمیتونم الکی و هرچیزی که دمه دستم بود

 رو تو وب قرار بدم
میدونید که خیلی وسواس دارم...
و اینکه  عمو پرویز مثل دیگر بازیگران که دوستانمون زحمت کشیدند و وب هواداری

براشون زدند...
پرکار نیست... و خوب مسلما من هم دیر به دیر آپ میکنم دیگه!
اما در مورد نوشته هام...
خیلی ممنون که برخی دوستان عزیز...واژه طنز رو به نوشته هام چسبوندند...
من یه همچین ادعایی ندارم...در کل این طور هستم صحبت کردنم هم همینطوره

هیچ کس متوجه
نمیشه که دارم شوخی میکنم یا اینکه جدی ام...

همین...

این دلیل نمیشه که بگم من از انتقاد خوشم نمیاد...بسیار هم میپسندم و از همه ی

دوستان هم سپاسگزارم فقط میخاستم رویه کاری و نوشتاریم رو در این وب

بیان کنم(بازهم ببخشید)

راستی این رو هم بگم به زودی وب دوم دبیر این وبلاگ منتشر خواهد شد که از همین

الان این توصیه رو به دوستان دارم که با انتشار وب دوم...کلا قید وبلاگ نویسی رو بزنن!

(فکر میکنم که دیگه یه جعبه نوشابه برای خود بازکردم!)

-برای این پست هم شاهسکانسی از زیر تیغ گزاشتم...دیگه یواش یواش باید

خودمون رو آماده کنیم برای سکانسهای تلخ این سریال حالا این آپ هم بگذره از آپ بعدی...

(طاهره... اونقدر همه چی خوبه که دیگه دارم نگران میشم)دانلود

(راستی بابت حجم بالای کلیپ شرمنده فکر نمیکردم انقدر بالا بره

وقتی آپلود شد هم دیگه اونقدر خسته بودم و وقتم برای آپ گرفته شده بود... دیگه نرسیدم به چند قسمت تبدیلش کنم)ببخشید...


واما...

xkwr0up653jmimslhb.jpg

راستش من خیلی به قسمت اعتقاد دارم...

اگر یادتون باشه گفتم که میخاستم پنجشنبه آپ کنم که نشد...(پس قسمت نبود)

حالا به چه دلیل؟

عرض میکنم خدمتون...عجله نکنید...

شنبه صبح طبق روال و عادت هروز رفتم روزنامه فروشی محل...تا روزنامه بانی فیلم بخرم...

چند وقتی است که فقط از روی عادت بانی فیلم رو میخرم...

اما شنبه صبح فرق داشت انگار همه چی دست به دست هم داده بود تا این حقیر رو

خوشحال کنند...(دستشون درد نکنه)

صفحه ی اول روزنامه بانی فیلم عکسی رو گذاشته بود که من روزها رو میشمردم به انتظارش

این عکس حکایت از کلید خوردن سریال (آشپز باشی) داشت...

فکر میکنم هیچ وقت این شماره و صفحه ی اول روزنامه بانی فیلم رو یادم نره...

صفحه ی اول عکسهایی از هنرمندان محبوب و اساتید بنده گذاشته بود که از ارادت بنده به

این بزرگواران خبر دارید...

bx87dnl2lj4zb0t1rzrj.jpeg

عمو پرویز با چهره ای جدید در یک قسمت تصویر و در بالای اون استاد انتظامی نازنین...

و...(یادش به خیر روزگاری که خانوم کریمی رو یکی از بهترین بازیگران زن ایران میدونستم)


بگذریم...

این از روزنامه بانی فیلم...

و اینکه من مدتی است که به سایت سینمای ما سر نمیزنم شاید نزدیک به یک ماه...

ولی دیروز نمیدونم چی شده بود که به دلم افتاد که به این سایت سر بزنم!

و وقتی سر زدم و حرکتی رو از اونها دیدم (گذاشتن عکسهای جامعی از فیلم بیست)

یک لحظه گذشته یادم رفت...(و اگر اشتباه نکنم زیر لب گفتم...گذشته ها گذشته...

دقیق یادم نیست)

روز یکشنبه هم که بانی فیلم دوباره خبری از فیلم کتاب قانون گذاشته بود...

محسن خان علی اکبری فرموده بودند که:با دوستان اعضای شورای صدور پروانه نمایش

یه صحبتهایی

کردیم و نظراتشان را در مورد اصلاحات فیلم مشخص شد...و ما سعی میکنیم حتی

المکان نظرات اعضای این شورا را تامین کنیم و از این حرف و حدیثها...

فقط مشکلی هست که باید یک سکانسهایی رو از نو بگیریم ...حالا مشکل اینجاست

که خانوم دارین حمسه باید به ایران بیایند و حدود چهار هفته طول میکشد که این

امر میسر شود...

واینکه عمو پرویز(البته گمان نمیکنم آقای اکبری از واژه ی عمو استفاده کرده باشند)

مشغول بازی

(شما بخوانید زندگی)در سریال آشپز باشی هستند...!

خوب  من دیگه چی میخام!؟

راستش تو این مدت  خوشحال بودم از اینکه خبرهای خوبی برای هنرمندان محبوب

دوستانم دردست هست و وبلاگهاشون این روزها رونق عجیبی گرفته که جای شکر دارد...

حالا خوشحالم که هنرمند محبوب من هم خبرهای خوبی ازش به گوش میرسه که

این دیگر جای سجده ی شکر دارد...


حالا چه خبرهایی.......

اینکه دوباره میتونیم عمو پرویزمون رو در قاب تلوزیون ببینیم...

یا اینکه در جشنواره فجر برای فیلمش تو صف وایسیم(ای خدا یعنی میشه!؟)

(اینو که گفتم یاد دیالوگ حسن پور شیرازی در فیلم سنتوری افتادم موقعی که

از آرزوهاش میگفت... یادتونه؟)

یادمه روزهایی که زیر تیغ از تلویزیون پخش میشد من به شخصه قسم میخورم

که چند کیلو وزن کم کردم...

و مقداری از موهای پشت سرم سفید شد!

این سریال رو با خانواده نمیدیدم!میرفتم تو اتاق در رو میبستم و به تنهایی تماشا میکردم...

اشک میریختم و زره زره پیر میشدم...

نمیتونستم عمو رو در اون وضعیت ببینم...اون همه فشار...؟ دلم میخاست پیشش بودم که

تقسیم میکردیم اون فشارها رو...

من کلا بعد از دیدن این سریال  فشارم به کلی میوفتاد و تا سه چهار ساعت با کسی

حرف نمیزدم!

موسیقی استاد علیزاده هم که دلبری میکرد...یادتونه که؟

حالا این بار عمو در نقش یک آشپز ظاهر شده و بازهم فاطمه معتمد آریا به همسریش

در امده...

تا غم خوارش باشد بار دیگر...

مینو(فاطمه معتمد آریا)قرار است در این سریال عمو پرویز رو(اکبر)خطاب کنه...

اکبر آقا و مینو خانوم دو دختر به نامهای:سارا و شیرین(یا همون بهتره که بگیم:مهراوه

و ملیکا شریفی نیا)

و دو پسر به نامهای...و...!(که نقششون رو علی طباطبایی و محمد رضا غفاری)

بازی میکنن دارند که خدا انشاا... بهشون ببخشه...

این سریال بازیگران دیگری هم داره که عبارتند از:فرهاد اصلانی-مهرداد ضیایی-

کاظم بلوچی-افسانه چهره ازاد(فکر میکنم که هیچ یک از بازیگران به این پروژه نه نگفتند!)

این سریال در ژانر کمدی تولید میشه که باید بازگشت عمو رو به ژانر کمدی به فال نیک گرفت...

فیلم بیست هم که دیگه همه ی  کارها رو برای حضور به جشنواره داره پشت سر میزاره...

uhvmg74eiq5xf27puw1.jpg

حالا چه فرقی میکنه کار در مرحله ی صدا گذاری باشه یا تدوین!!!!!!!!

مهم اینه که...

تو سرمای زمستون وایمسیم تو صف برای دیدن فیلم عمو

چه شود.....

راستش رو بخواهید ته دلم راضی به حضور عمو در کارهای کارگردانان جوان نیست...

من هم دلم میخاد عمو باز هم با کارگردانان بزرگ کار کنه مثلا چقدر عمو جایش در فیلم

دعوت خالیه...

خودتون میدونید در قالب کدوم نقش...

حالا هم نباید زیاد ناراحت باشیم...

qqem1z3rea50hlxq5sbm.jpg

(عکس عمو پرویز رو در کنار حبیب رضایی تماشا کنید و با فیلم آژانس شیشه ای...!)

ولش کنید من هم گیر دادما!

ثانیه شمار دلمون رو به نشانه انتظار روشن میکنیم تا دوباره عمومون از راه برسه!

(راستی دیشب مشغول به روز کردن وب بودم و خیلی وقتم رو گرفت نظراتی که دیشب دوستان برای پست قبلی فرستاند با کمی تاخیر تایید شد شرمنده...به اکثر نظراتی که دوستان دیشب برای پست قبلی فرستاده بودند جواب دادم)


********مولای ما
ytq12p4yl77vek45e3.jpg

دنیا دو روزه...
روزی باتو...روزی بر علیه تو...
روزی که باتوست مغرور مباش...روزی که بر علیه توست صبور باش.

هردو پایان پذیر است.

********حرفهای دلمون با خدای خودمون

cem243ykssumndt8z5yg.jpg
 از تو و فاصله با تو؟

 نه...نه...این دیگه نه
اینو دیگه نخواه...این دیگه عین نابودیست
...
من که جز تو کسی رو ندارم
...
با من باش...گرچه بی معرفتم
بامن باش...گرچه بی لیاقتم
با من باش...گرچه بی عشقم
با من باش...گرچه بدقولم
بامن باش...گرچه حقیرم
با من باش گرچه...نیستم

با من باش گرچه......

با من باش...من جز تو کسی رو ندارم.


[ ]
+

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالب ساز آنلاين طراحي شده است
©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!