تبليغاتX
عمو پرویز سینمای ایران
عمو پرویز سینمای ایران
عمو پرویز سینمای ایران

به نام خداوندی که عشق را افرید به شرط عاشق شدن. این بار فرق میکنه این بار این زوق از سر عشقه. از سر احترامه احترام به یک فرد محترم. عشق به یک بنده ی عاشق به کسی که کسی نمیتونه عاشقش نباشه.عاشق اخلاقش.مرامش.عاشق عشقش و همین طور عاشق حسش...
عمو پرویز برایت مینویسم از سر عشق از سر زوق... با افتخار...
(دوستان لطف میکنند اگر عکس یا کلیپی از عمو داشتند بفرستند)

خانه | آرشيو | ايميل
امکانات و ابزارها

نوشته هاي پيشين
لينکدوني
لينکهاي روزانه
طبقه بندي موضوعي
پشتيباني

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالبساز آنلاين طراحي شده است.

Powered by
Blogfa.com
Online Template Builder

بازآمد...بوی ماه جشنواره
سلام

دارم خودم رو تنبیه میکنم...

شاید یه چند وقتی نباشم...

دارم دنبال خودم میگردم...

خود چند وقت پیشم که خیلی دوسش داشتم و حالا گمش کردم

باید خودم رو درست کنم...

باید خودم رو ادب کنم...

باید یه چیزایی رو به خودم ثابت کنم و یه چیزایی رو بفهمم...

این خود...خود من نیست...یعنی خودم نیستم

(نمیگذرم از کسی که نگرانم بشه)

یه خورده خلوت میخوام...یه دنیا یا علی...

یا علی...


بخش ششم(یکشنبه ساعت 12شب)

سلام

به قول عزیزی چی بگم از کجا بگم؟

دیروز به دیدنوقتی همه خوابیم(استاد بهرام بیضایی) رفتیم-خدا رو شکر

و امروز به دیدندرباره الی

من دیگه سیر شدم حتی اگر فیلم دیگه ای رو نبینم 

به هیچ عنوان گشنه ام نمیشه...

فیلماستاد بهرام بیضایی که پشت صحنه ی کثیف سینمای ایران

رو به استادانه ترین شکل ممکن به نمایش گذاشته بود

و حالا میفهم که  منتقدانی مثل امیر قادری چرا به این فیلم

نقد وارد میکنند چون به هنرپیشه های مورد علاقه شون توهین شده...

و وای بر روزی که امیر قادری ها برای بار دوم این فیلم رو ببینند و نظرشون عوض شه

و جرات اینو نداشته باشن که حرفشون رو پس بگیرند....

ممنون

استاد بیضایی

من یه معذرت خواهی به شما بدهکارم و اون همه اینه که من به خاطر عقیده ای که دارم

این که:اول باید از هرکارگردانی یک فیلم رو پرده دید-من فیلمی از شما کامل ندیده بودم

و حالا بعد از دیدن این فیلمتون شروع میکنم به تماشا فیلمهاتون

صداها رو هم که از فرزاد موئتمن دیدم و حالا به دیدن شبهای روشن

و فیلم عیارچهارده رو که از شهبازی دیدم به دیدن نفس عمیق مینشینم

ولی فیلم درباره الی...

وای چی بگم از اصغر فرهادی؟

اصغر فرهادی داره برای من اسطوره میشه

کارگردانی که ازش پیچیدگی در نهایت سادگی رو در فیلمنامه نویسی یاد گرفتم

درباره الیفیلمی است که باید دیده بشه

فیلمی که حال ما رو بدجور خراب کرده...

با دوستان که از سینما برمیگشتیم هیچ کدوم نای صحبت کردن با هم رو نداشتیم

حتی به سختی همدیگر رو نگاه میکردیم...

دلمون میخواست زود تنهاشیم و قدمهایی رو به احترام اصغر فرهادی و فیلمش بزنیم

کاش اصغر فرهادی کنارم بود خیلی باهاش در مورد این فیلم حرف داشتم

از همین الان ناراحته اینم که چرا این فیلم از کنارم رفت...

دلم میخواست همیشه کنارم بمونه

شاید باورتون نشه ولی  فیلمهایی نظیر چهارشنبه سوری و به نام پدر رو من هر روز 

میبینم البته قبل از کنکور

مثل کسایی که هر روز موسیقی گوش میدن

امشب اصغر فرهادی دله من رو برد دوباره...

ممنونم از فرزاد عزیز  داداشه گل خودم(به کَس کَسونش نمیدم))

که خیلی بزرگواری کرد و رفت از صبح خروس خون صف وایساد تا ما تونستیم

به راحتی این فیلم رو ببینیم...

در مورد اصغر فرهادی-استاد بیضایی-جناب شهبازی و فیلمهاشون مفصل تو قسمت آخر مینویسم

الان فقط خواستم شرح ما وقع کنم...

یا علی

بخش پنجم(جمعه ساعت11شب)

سلام

روز پنجشنبه جاتون خالی یکی از روزهای خاطره انگیز جشنواره ای من بود

صبح که با چند تا از دوستان قرار گذاشتیم بریم فیلم هرشب تنهایی رو ببینیم

فیلم رو به نظاره نشستیم....

فیلم تمیزی بود

ولی اگر حامد بهداد رو نداشت هیچی ازش باقی نمیموند

حامد همه چیز این فیلم بود

کسانی که این فیلم رو ندیدند حتما اقدام کنند که از دست میره...

حامد تو این فیلم اروم بود!!!!!!!!!!!!!!

باورتون میشه؟؟؟؟

داشتیم خودمون رو میخوردیم.......

حامد داد بزن یه چیزی بگو یه اعتراض بکن

این تن بمیره یه چش غره برو

انگار نه انگار با کی هستی..؟

شب هم به دیدن عیار چهارده نشستم

خوب شد به نظرات منفی دوستان تکیه نکردم و رفتم فیلم رو دیدم

به جرات میتونم بگم این فیلم حالا حالا جاش رو هیچ فیلمی برای من نخواهد گرفت

بلاتشبیه بلاتشبیه یاد اصغر فرهادی افتادم

وای چی بود این عیار چهارده و چه کرد با ما؟

اون از داستان اون از بازیهای روان و اون از کارگردانی.

داستان در نهایت ساده بودن پیچیده بود

معرکه بود..........

دسته پرویز(با عمو پرویز مقایسه اش نکنید)و محمد رضای فروتن گلم درد نکنه

که منو سر زوق اوردن....

از دیشب دوباره به فکر نوشتن افتادم

باز دوباره داره سوژه ها فوران میکنه

اگر این فیلم رو نبینید ازتون نمیگزرم!!!!!!!

امروز هم که رفتیم پستچی 3بار در نمیزند رو دیدیم

نمیشه در موردش زود قضاوت کرد باید یک مقدار صبر کرد

ولی کاش حسن فتحی یک مقدار به بیننده ی خاصش بیشتر احترام میگذاشت

یا علی...


 

بخش چهارم(ساعت:9شب)

سلام

امروز دوستان من رو اغفال کردند رفتم صداها ر ا دیدم...

جاتون خالی اصلا فیلم خوبی نبود...

بنده خدا یک نفر از ساعت ده-یازده اومده بود وایساده بود

بیچاره...دلم براش سوخت...

خواستم فیلم حیران رو ببینم که نشد...

چندتا خبر خوش

اول اینکه بهترین فیلم از نگاه تماشاگران در بخش بین الملل

به فیلم استاد بهرام بیضایی رسید(خدا رو شکر)

اگر باور ندارید به این قسمت برید

دوم اینکه فیلم درباره الی رسما به جشنواره پیوست 

سوم اینکه اگر برنامه گرفتید و مشاهده کردید که درباره الی حضور ندارد نگران نباشید

جان من نگران نباشید چون خانه های خالی جدول که نوشته: بعدا اعلام میشود

مخصوص فیلم سنگین درباره الی است...

این قسمت رو هم ببنید تا خیالتان راحت شود

و خبر آخر اینکه استاد انتظامی انتقاد کرد...

((دیشب از من خواستند بیام به اختتامیه تا جایزه ی ویژه ای که برام ترتیب دادند رو بگیرم

ولی من رفتم و جایزه به ابولحسن داوودی تقدیم شد...

درضمن بنیاد فارابی به من دو تا کارت دعوت برای پزشکان معالج هم ندادند

از همشون ممنونم))

--------

برنامه نمایش فیلمها رو اعلام کردند

مهمترین فیلمها و سانسشون عبارتند از:

وقتی همه خوابیم: پنجشنبه-ساعت22سینما ازادی-21:30سینما شهرفرنگ/جمعه:16سینما فرهنگ/شنبه:18:30ماندانا/3شنبه:آفریقا 20-سپیده5:30-اریکه18

شنبه-سینما رازی- ساعت 13:30

تردید:1شنبه:17فرهنگ-21:30جوان/2شنبه14و20آزادی/سه شنبه:14افریقا-15:30استقلال-20موزه

بی پولی:جمعه:20فرهنگ-17جوان-/شنبه:18موزه/1شنبه21:30ازادی/2شنبه:18:30زندگی-21:30سپیده

پستچی سه بار در نمی زند:جمعه:13:30رازی/شنبه:22زندگی/1شنبه:22ازادی/2شنبه:16فرهنگ-19جوان

بیست!:5شنبه:16فرهنگ/دوشنبه:20زندگی-17:30سپیده

عیار چهارده:5شنبه:13:30زندگی-2ازادی/شنبه:2آ فریقا

امیدوارم در روزهای آینده بتونیم چند تا فیلم خوب ببینیم تا یک مقدار انرژی بگیریم

این روزها که.....

یاعلی...


بخش سوم(دوشنبه ساعت:هفت و نیم شب)

والا ما دیشب از ساعت دو-دو و نیم صف وایسادیم برای فیلم(عیار چهارده)ساعت هشت!

سرما رو تحمل کردیم و به جان خریدیم انقدر از این ور آن ور گفتیم تا سرمون گرم شه و به

باز شدن گیشه نزدیک شیم....

جاتون خالی ادمهای بی فرهنگ که سرما به مخشون خرده بود کلی جمع رو خراب کردند

و حالمون رو بد کردند....

ساعت هشت ونیم رفتیم جلو برای تهیه بلیط که متاسفانه از بی نظمی و نا هماهنگی دوستان سینما دار

بلیط گیرمون نیومد و کار به سانس فوق العاده رسید....

تو صف بارون خردیم-بی فرهنگی رو تحمل کردیم-سرما رو به جان خریدیم

و اخرش هم بهمون گفتند سانس فوق العاده میزاریم برای 12:15

دوستان موندند ولی من چون راهم دور بود و میدونستم که کارم سخته برای برگشت

و کلا برگشتنه باید قید خونه رفتن رو بزنم...برگشتم

و با اون همه خستگی که دیگه پاهام  توان راه رفتن نداشت خودم رو به خونه رسوندم

و فقط خوابیدم....

این روزها روزهای بین الملل هست و خبر خاصی نیست....

فیلم استاد بیضایی رو از دست ندهید....

تعریفهایی ازش میشود که قند را در دلمون آب میکند...

به امید پنج روز دوم و بخش سودای سیمرغ....

یا علی...


wagu4v1tzpkx7sdayl06.jpg

بخش دوم(یکشنبه ساعت: 12 بعد از ظهر)

آقا ما دیشب رفتیم فیلم بیست رو دیدیم...

چه صفی وایسادیم و چه چیزهایی دیدیم

ولی فیلم رو نوبرونه کردیم

4 ساعت صف وایسادیم وخاطرات جشنواره برامون تداعی شد...

اولش خیلی اروم و به اصطلاح ریلکس وایساده بودیم بعد همین جور صف پهن تر میشد

پهن تر و پهن تر

یه نفر میومد میگفت من اون جلوی صف بودم میگفتیم: بفرما برو جلو... یکی میگفت من از دیشب اینجا بودم

میگفتیم:خوب چی کار کنیم؟

میگفت:بزارید برم جلو

میگفتیم:بفرمایید

هوا رو به تاریکی میره و ملت طاقتشون...رو به طاق شدنه

حوصله شون هم سر رفته برای خودشون اشعاری می سرایند

که عبارتند از:پارسال بهار دسته جمعی رفته بودیم زیارت....

اصولا مردممون دنبال شادی هستند حالا هرجا که شد فرقی نداره

خیلی از دوستان که اصولا برای دیدن فیلم نیومدند....

 فقط برای اینکه تو شلوغی شرکت کنند

و اینکه دور هم باشن از ساعتها پیش تو این صف وایسادن

موتوری ها و ماشینیهایی که رد میشن با تعجب به ما نگاه میکنن و در دلشون میگن:اینجا چه خبره؟

اینا برای چی صف وایسادن-یکی رد میشه میگه آقا اینجا چه خبره؟

یکی در جواب میگه:شام میدن(ها ها ها بخندیم؟)

خستگی تمام وجود رو گرفته و سرما هم امانمان را بریده...

من خودم به شخصه تو این صف داشتم خفه میشدم صدای خورد شدن استخوانهایم رو

میشنیدم-به یه نفر گفتم

گفت:نه اون صدای قلنج هاته!!!!

همین جور که وایسادیم

ملت خسته شدند و برای گیشه شمارش معکوس میشمردند

ده-نه-هشت-...

بعد چند بار که تکرار میکنند خسته میشند

میگن:یک و یک و یک-دو و دو  و دو-مسابقه ی محله!!!!!!!

خستگیه دیگه!!!!!!!

سرود جمهوری اسلامی ایران رو هم با هم زمزمه میکنند

همه اقرار میکنند که فقط برای شخص پرویز پرستویی اومدند

یواش یواش خبر میرسه که گیشه داره باز میشه

ده نفر ده نفر حرکت میکنند به طرف جلو برای تهیه بلیط

همه چیز خوبه جز غم دوری شما...

بالاخره به هر نحوی شده بلیط رو تهیه میکنیم

و هفت طبقه سینما آزادی رو بالا میریم

وقتی میریم رو صندلی میشینیم

من در خودم احساس گشنگی میکنم

ولی دیگه راه برگشتی نیست

(پیش خودم میگم فدای یک تار موی عمو پرویز)

وقتی عمو رو روی پرده نشون میده اقرار میکنم که دلم میخواست

از ته دلم داد بزنم

بعد از دو سال...

اکثر مردم به هوای بازیگران فیلم منتظر یک فیلم در مایه های

عامه هستند ولی فارغ از اینکه کارگردان عبدارضا کاهانی است

و ژانر مورد علاقه اش:معناگرا

فیلم با همه ی خوب و بدش به اتمام میرسه و من اینجور موقعها

فرار میکنم که چیزی در مورد بازی عمو نشنوم

ولی مردم بعد از پایان کار بی رمق تشویق میکنند

و حرفهایی در مورد عمو میزنن که این بودعمو پرویز؟(البته میگفتند پرویز پرستویی)

نه خداییش این بود؟

و من هم که نمیتونستم جواب همه رو بدم...

احساس خستگی میکردم و اینکه چرا این داستان

با این همه زیبایی توسط شخص دیگری ساخته نشده بود؟

به همه ی دوستانی که در برنامه شون هست که این فیلم رو به تماشا بنشینند

توصیه میکنم اول خودشون رو برای یک فیلم معناگرا آماده کنند

باید ببینیم این بازی عمو از نگاه هیئت داوران با چه نظراتی همراه خواهد بود

ده روز به انتهای جشنواره باقی است...

فعلا

یا علی...


wxnly3hzxxik5iga1au.jpg

به نام پروردگار

سلام...

باز دوباره بوی جشنواره اومد...

دوباره اون صف وایسادنها و سرما رو تحمل کردنها رو برای دیدن

فیلم محبوب و نامردی های

سینماداران در ارائه ندادن بلیط ها...

و ناامید شدن ماها و راه افتادنها با کوله باری از خستگی...

دوباره شروع شد...

جشنواره فجر با همه ی شیرینی هاش با همه ی تلخی هاش

با همه ی ناعدالتی هاش و مهمتر از اون خاطراتش شروع شد...

من خودم خوشبختانه یا بدبختانه,تو این چند ساله پای ثابت جشنواره فیلم فجرم

از روزهایی که به خاطر اعتقاداتم از تئاتر فاصله گرفتم

و دنبال زندگی بودم رو آوردم به سینما...

من از جشنواره,از اتفاقاتش, از صف وایسادنش خیلی خاطرات بد و خوب دارم...

روزهایی که فیلم های بخش مسابقه اعلام میشه-روزهایی که

جشنواره رو به اختتامیه است و قرار نامزدها رو اعلام کنن

تو صف جشنواره با همه دوست میشم از اون اول صف تا اون آخر صف

البته آدم باید با اول صفی ها بیشتر پایه رفاقت بریزه

مثلا یه روز میری با یه نفر که اول صف وایساده در مورد یه چیزهایی

میپرسی یه چهارتا شوخی میکنی بعد رفاقتی بینتون

شکل میگیره بعد شماره میدید,حالا این کی به درد میخوره؟

موقعی که شما یه روز کار داشتید و نتونسیتد زود بیاید تو صف وایسید

طرف رو میبینید یه چهار الی پنج تا به به و چه چه میکنید

حتی اگر شد یه نیشگون از لپشون میگیرید که بگید چقدر دوسشون دارید

بعد میرید کنارش وایمیسد و میگید کی اومدی؟ و

خسته نباشی و از این جور صحبتها...

حاشیه نرم امسال جشنواره خیلی بی رمق تر از سالهای گذشته هستم...

اتفاقات رو با هم مرور میکنیم....

فکر کنید یه روز تقریبا سرد زمستانی از خواب پا میشید

احیانا به زور چون هوا که سرده ادم رو دور از جونمون بکشن

هم نمیخوایم پتو رو ول کنیم

حالا به این کارا چی کار داریم؟یه روز صبح بلند میشد میرید بانی فیلم میخرید

همینجوری دارید صفحاتش رو درست میکنید به ترتیب شمارش صفحات...

بعد یه دفعه چشاتون به روشنایی میوفته

چی شده؟؟؟

عزیز دلتون رو دیدید؟

بله عمو پرویز عکسش رو صفحه 12 بانی فیلم میبینید و بعد

میفهمید که قرار ازش تقدیر بشه

بزرگداشتی تو کاره

قراره برای عمومون بزرگداشت بگیرن...

کیفور میشید تا چند لحظه خودتون رو تو شب بزرگداشت تصور میکنید...

بعد به خودتون میاید میبینید چاییتون سرد شده!!!!(آب حوض)

امسال هم مثل هرسال خودتون رو میزنید به اون را و فیلم های محبوبتون رو میشمرید...

پیشه خودتون میگید:آقا یا پسسسسسسر یا احتمالا

خانومها میفرمایند:دختر چه جشنواره ای بشه امسال

وقتی همه خوابیم-صدسال به این سالها-تردید-دربار الی-

به رنگ ارغوان-پستچی سه بار در نمیزند وای بازم بگم؟

یادتون میره بابا وزیر ارشاد همون وزیر ارشاده و سیاستها همون سیاست!

چشاتون رو میبنید-فردا میشه

داخلی-روی کاناپه-روز

بانی فیلم دستتونه چشتون این بار تار میشه:عمو پرویز نپذیرفت

براش بزرگداشت بگیرن!

(تو دلت میگی:عمو این رسمشه؟بدون توجه به احساسات

و عشقه ما راحت میگی نه؟

دمت گرم بابا تو هم چقدر راحت بلدی دل آدم رو بشکونی-

شرمنده ها ولی نمیتونم بهت حق بدم که چرا این کار رو کردی)

همین جور روزها میگذره چند روز بعد میبینید فیلمها هم اعلام شده

که موجی از شادی در دل هم وطنان ایجاد کرده

محبوب ترین فیلم بنده و قطعا خیلی های دیگر (درباره الی)پذیرفته نشده!!!!

فیلم ها رو با هم مرور میکنیم

امشب شبه مهتابه!!!(جناب وزیر ارشاد حبیبشون رو میخوان-

حبیبشون احیانا اگر خوابن-ایشون این چیزا حالیشون نمیشه-

حبیبشون رو میخوان-خواب هستند و بیدارشون کنید- اگر خدای نکرده

در حالت عادی نیستند و مست هستن هوشیارشون کنید....عجب)

بی پولی(یکی از امیدهای امسال)-پنالتی(از اون دسته فیلمهایی

که بدون داوری را پیدا میکنه فیلمهای محبوب جناب وزیر اعظم!)

چهره به چهره(.)-حیران(با هنرنمایی عزیز دلمون)-دوزخ برزخ بهشت

-زادبوم-زمانی برای دوست داشتن-سوپر استار-شبانه روز-

صداها-صندلی خالی(وای وای خسته شدیم چقدر فیلم محشر سردیمون میکنه اخه)

عیار چهارده(یکی از موفق های از پیش تعیین شده)-کودک و فرشته-ملک سلیمان-موش-می زاک-وقتی همه خوابیم(استاده دیگه)

هرشب تنهایی(کاش در بخش مسابقه بود)-

اخراجی ها هم در بخش مسابقه پذیرفته نشد تا ما متوجه

سیاست ها نشیم(مثلا ما نفهمیدیم)

و یه فیلمهایی مثل کتاب قانون-صدسال به این سالها-

درباره الی(چین اینا اخه؟ حیفه بودجه دولت نیست؟)

فیلمهای مبتذل و بدنه-امشب شبه مهتابه مثل اینکه ها

یادتون رفته وزیر محترم(!)ارشاد حبیبشون رو میخوان؟

مثل اینکه قراره درباره الی به جشنواره راه پیدا کنه

خوب قرار بود عمو پرویز با سه فیلم شرکت کنه ولی خبرها حاکی

براین است که یک روز

هیئت انتخاب دعواشون بالا میگیره کی چی؟ بابا دوباره این پرویز پرستویی اومد!!!

هیئت داوران هی پشت سرهم زنگ زنگ که چی؟

اگر پرویز پرستویی یک فیلم بیشتر در جشنواره داشته باشه ما نیستیم

علت رو جویا شدن فهمیدن که عمو تو این سه فیلم مخصوصا

در صد سال به این سالها و کتاب قانون

بهمن به راه انداخته(کنایه از محشر بودن زیاد) کل هیئت انتخاب رو کولاک برداشته

بعد به این نتیجه رسیدن که یکی از فیلمهای عمو رو اون هم فیلمی

که فقط نامزد شدنش رو در پی داشته باشه

قرار بدن –ولی نگرانی بنده از این جاست امسال رقیب اصلی عمو پرویز-

شخصی نیست جز: دانیال عبادی

میگن تو این فیلم با آخرین مد لباس ظاهر شده!!!!

دیدنیه....

باید منتظر نشست و دید که چه خواهد شد

این وب هم مثل دیگر وب های سینمایی در صدد هست تا در ایام

جشنواره هرشب به روز کنه...

تا اختتامیه و به امید ختم اون با سیمرغ گرفتن عمو پرویز

پس اگر خدا بخواد هرشب به روز میکنیم خواستید سر بزنید

(راستی این آپ یک آپ ویژه است و با دیگرآپ ها فرق داره-سبک و سیاقی متفاوت با روند این وبلاگ)

منتظر باشید....

یا علی...


[ ]
+

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالب ساز آنلاين طراحي شده است
©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!